‹عاشقانه‌های مامان شمسی’، سفری به گذشته‌های دور ترانه‌های شاد و مردمی ایران

 فیروزه خطیبی – روزنامه نگار هنری  لس آنجلس 

منبع : بی بی سی فارسی 

 

 

اخیرا مجموعه ای از ترانه و گفتگو با عنوان «عاشقانه های مامان شمسی» توسط مهرداد اعرابی، نوازنده و تهیه‌کننده موسیقی ساکن لس آنجلس به شکل سی دی منتشر شده است که یادواره ای است از آهنگ ها و ترانه های شاد و مردمی پیش‌تر فراموش شده ایرانی با صدای مادر این موزیسین، بانوی خانه داری بنام شمسی خانم که اکنون دوران کهنسالی را می گذراند؛ اثری که این نوازنده صاحب سبک تنبک آن را «ادای احترامی به همه مادران هنرمند پرور ایران زمین که جوانه های عشق، هنروزیبایی را در وجود فرزندانشان شکوفا کردند» می خواند.

هر یک از نغمه های این مجموعه شادی آور، گشت و گذاری است در حافظه شمسی خانم که با صدایی شفاف و رسا، با همان سبک و شیوه ای که از تماشای این ترانه ها از بیش از ۷۰ سال پیش درخاطرش مانده آن ها را اجرا می کند. ضمن آن که شنونده در گفت و شنودهای بین مادر و پسر در لابلای قطعات موسیقی، به چند و چون و اهمیت این ترانه ها درآن زمان خاص از زندگی مردم هم پی می برد.

سی دی «عاشقانه های مامان شمسی» شامل ۵ ترانه دخترچوپون، سبز کشمیر، حاجی لی لی، مادمازل و گل زری است و کار خواندن ترانه ها و بازسازی و ضبط آهنگ ها هم به طور جداگانه درتهران و لس آنجلس انجام شده است.

آهنگ های این مجموعه با الهام از ملودی ترانه ها را مهرداد اعرابی بازسازی و با سازهای گوناگون نواخته و با تنظیمی از حامد پورساعی، با همخوانی فروغ علیزاده و با تار و کمانچه نوید کندلوسی (قطعه حاجی لی لی) اجرا و توسط شاهین یوسف زمانی صدابرداری شده است.

ترانه های گوش آشنای مجموعه «عاشقانه های مامان شمسی» که هر یک به گونه ای خاطره دوردستی از یک واحد مولکولی وراثت یا «ژن» از یاد رفته را در حافظه احساسی ما لمس می کند، از درون تاریخ غنی ترانه های مردمی ایران زمین، سینه به سینه سفرکرده تا به امروزو به ما رسیده است.

آهنگ هایی ساده، با زبان و بیانی خودمانی و سرشار ازجنبه های مردم شناسی که تا به امروز کسی را وسوسه نکرده است تا درمورد آن ها پژوهش های آنچنانی انجام داده و یا آن ها را در رده بندی خاصی از فرهنگ موسیقایی مردم قرار بدهد. ترانه هایی برخاسته از شعور جمعی ما که هیچگاه پرسشی دررابطه با پیدایش آواهای شاد و پرتنوع آن و حتی معانی و مفاهیم آن ها برایمان پیش نیامده است.

انگار این ترانه ها، با حضوری همیشگی، بخشی از ایرانیتی است که در طول تاریخ بر زبان اقوام گوناگون جاری بوده است؛ نغمه هایی که خاطره خودمانی ترین و صمیمی ترین گردهم آیی های ما را در طول قرون چون شمعی دور از گزند بیگانگان روشن نگاه داشته است.

مهرداد اعرابی، پایه گذار انستیتو تنبک لس آنجلس و یکی از معدود نوازندگانی که توانسته به دو شکل سنتی و مدرن از تنبک چه در تکنوازی و چه درگروه استفاده کند، می گوید: «این آهنگ ها را ما از همان بچگی از مادرم می شنیدیم. اما طبیعتا در آن زمان ارزش آن ها و این مسئله که از لحاظ فرهنگی چه گنجینه ای هست را متوجه نبودم. بعدها هم وقتی موزیسین حرفه ای شدم، بیشتر درگیر یادگیری موسیقی و خود موسیقی بودم تا این که بدانم این ترانه ها چه تاثیراتی برفرهنگ و موسیقی ما داشته است.»

برخی از ترانه های مجموعه «عاشقانه های مامان شمسی» به دورانی باز می گردد که اهل موسیقی و مطرب ها به مناسبت های مختلف در خانه های افراد مرفه به اجرای موسیقی می پرداخته اند.

شمسی سلامت که در خانواده ای آزادمنش در قم به دنیا آمده و بعد در تهران بزرگ شده در این مورد می گوید: «پدرم دو حیاط بزرگ داشت. اندرونی و بیرونی. وقتی مهمانی داشتیم دو رن به نام‌های «فاطمه فرنگی» و «جمعه بگم» می آمدند. فاطمه فرنگی تشت می زد. خیلی قشنگ. چارقد و شلیته بپا و چون دف و دایره هم می زد اسمش را گذاشته بودند فاطمه فرنگی. آن یکی هم جمعه بگم بود که هر دو با رقص مخصوص این آهنگ ها را اجرا می کردند. وقتی من ۸ یا ۹ ساله بودم اینها می نواختند و می رقصیدند. فاطمه فرنگی آنوقت ها یک زن شصت – هفتاد ساله بود و چه رنگی می گرفت و شعرهای آنچنانی می خواند. «

«من دخترچوپونم ازاهل این ده/شغلم بود چوپونى اسمم زبیده

روزها میرم بیابون گله چرونى/چندروزه عاشق شدم به یک جوونى

همین الان،اون جوون، میاد به این سو/سربسرم میذاره اون مرد پررو»

بشنوید: دختر چوپون

امیرحسین پورجوادی، استاد دانشگاه و موسیقی شناس ساکن لس آنجلس در یک بررسی اجمالی از ترانه گنجانده شده در مجموعه «عاشقانه های مامان شمسی» می گوید: «همه این تصنیف ها، چه آنهایی که ریشه در سنت شهری داشته و چه آن هایی که ریشه در سنت های محلی و منطقه ای داشته اند، با ملودی و ریتم های خاصی اجرا می شده اند. اما از آنجایی که این تصنیف ها بعدها در مجالس زنانه توسط مجری های غیر حرفه ای و آماتور اجرا شده اند، بتدریج دستخوش تغییرشده و مولفه های موسیقایی آن ها رفته رفته کمرنگ تر شده است.»

ترانه های بکر

مهرداد اعرابی که علاوه برهمکاری با بزرگان موسیقی ایران چون جلیل شهناز و حسن کسائی، در ساخت موسیقی متن چند فیلم در هالیوود از جمله فیلم‌های «مصائب مسیح»، «هلن قهرمان تروآ» و «هیدالگو» همکاری داشته می گوید: «در اینجا غیرایرانی ها از ما درباره فرهنگ ما می پرسند. آن ها می خواهند بدانند ریشه این آهنگ ها از کجا می آید. تا همین سال گذشته و سفری که به ایران داشتم متوجه این مسئله نشده بودم. این ترانه هایی که مادرم حین غذا درست کردن می خواند ناگهان برایم تبدیل به نوعی الهام هنری شد. متوجه شدم آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.»

آقای اعرابی می گوید همانجا تصمیم گرفت با دستگاه «زوم رکوردری» که برای پروژه دیگری از دوستی قرض گرفته بود صدای «شمسی خانم»را ضبط کند:.

«فکر کردم این بهترین وسیله برای ضبط صدای اوست. فکر کردم روی صداها کار می کنم و اگرخارج باشد داخلش می کنیم و تمیزش می کنیم . در واقع مادرم همه این ترانه ها را در ۴۵ دقیقه خواند. با همان حرکاتی که از خواننده های اصلی دیده بود و از دوران خردسالی بیادش مانده بود. فکر می کنم این حرکات کمک می کرد تا حافظه اش بهتر کارکند. من هم با دستگاه ضبط دنبال او بودم تا صدایش را با همان انرژی و حرکات ضبط کنم. وقتی به لس آنجلس برگشتم دراینجا مقدمه موزیک و جواب ها و مترونوم را رویش گذاشتم. همه این کارها را هم در استودیوی حامد پورساعی انجام دادیم.»

آقای اعرابی می گوید: «این ترانه ها اصیل هستند. آهنگ های خیلی بکری هستند. بعضی از این نغمات برمی گردد به بیش از صد سال پیش و آن دو خواننده و نوازنده ای که در آن زمان ها که ۶۰ یا ۷۰ ساله بودند آن را اجرا می کردند. من امروز فکر می کنم اگر این نغمات به این صورت ضبط نمی شد احتمالا برای همیشه فراموش می شد.»

» عاشقانه های مامان شمسی، اثری ساده و خودمانی است با لایه های مردمی و اجتماعی گوناگون که گوشه هایی از شیوه اندیشیدن مردمانی متعلق به زمان های دیگر را به صورتی دلپذیر به نمایش می گذارد، شاید به همین دلیل است که شنیدن آن برای شنونده از جذابیت خاصی برخوردار است. «

مهرداد اعرابی پایه گذار انستیتوی تنبک لس آنجلس،و یکی از معدود نوازندگانی است که توانسته به هر دو شکل سنتی و مدرن از تنبک چه در تکنوازی و چه در گروه استفاده کند 

 

یکی از ترانه های نسبتا جدیدتر مجموعه به نام»مادمازل» به زمان سلطنت رضاشاه، کشف حجاب و دوران پیش از تاسیس رادیو بازمی گردد. مادمازل شباهت هایی هم به میان پرده ها یا پیش پرده های آن دوران دارد که بخاطر محبوبیت زیاد، غالبا ازطریق تصنیف فروشان دوره گرد در کوچه و بازار و بین عامه مردم پخش می شد و به موضوع هایی چون رفتن به استخرهای عمومی، استفاده از تیغ ژیلت و سئوال و جواب بین یک دخترمدرسه ای و یک مزاحم سمج می پردازد:

– مدرسه ام دیر میشه گمشو ولم کن

+ ناز نکن مادموازل رحم بر دلم کن

میریم باهم توی آب، بنما شناییم

– مگر سر کار با بنده آشنایی

+ عشوه داری

– کوفت کاری

واقعا چه بى حیایی

+مادموازل چه دلربایی

آقای پور جوادی معتقد است هرچند امروزه به طور مشخصی نمی توان گفت که این تصنیف ها در زمان خود از منظر فرم، ریتم و ملودی با چه دقتی اجرا می شده اند، اما آن ها کماکان حاوی مولفه های موسیقایی و ادبی خاصی می باشند: «در بررسی تاریخ هنری، فرهنگی و اجتماعی ایران درطول یکی دو قرن گذشته، این ترانه ها نقش مهمی را ایفا می کنند.»

bbc.com/persian/arts

Advertisements