نامه ای در پاسخ به میر حسین موسوی و اظهار تأسف اش از شنیدن خبر بند 350 زندان اوین

نوشته : خ – نورشید 

موسوی و خامنه ای

 جنگ موسوی در سال 1388 برای بدست گرفتن قدرت بود !! یا دفاع از حق مردم ؟؟؟

  به نظر می رسد که نه تنها مردم ایران حافظه تاریخی خود را از دست داده اند ، بلکه جنایتکارانی چون میرحسین موسوی  هم دچار آلزایمر شدید شده و چنان از وقایع » بند 350 زندان اوین » اظهار تأسف می کنند که انگار نه انگار خود همین مرد به اصطلاح دربند و مردمی امروز در دیروزی نه چندان دور ، در همان سال های نخست وزیری اش چه جنایت ها که مرتکب نشده و چه خانواده هائی را عزادار ننموده است .

من طرف سخنم با تمامی کسانی است که امروز پیرو » موسوی و رهنمود و یا کروبی و همسرش شده اند » و یا از حرکت های موسوم به » موج سبز » » اصلاح طلب » دفاع می کنند و از به اصطلاح رهبران این گروه که سعی دارند تا با عوام فریبی جای پای خود را در آینده ایران نیز بگشایند ، است .

آیا شما خفقان روزهای اول انقلاب و دوره نخست وزیری موسوی را فراموش کرده اید ؟؟ کشتار های زندانیان که به صورت گروهی انجام می شد را و اینکه حتی جنازه زندانیان را به خانواده هایشان تحویل نمی دادند را فراموش کرده اید ؟؟

و اما در مورد آقای مهدی کروبی ، در بخشی از ویکی پیدیای ایشون آمده است »  مجمع در انتخابات مجلس سوم پیروز شد و مهدی کروبی نایب رئیس اول مجلس شد. در همین دوران در ماجرای اعتراض حسینعلی منتظری، قائم‌مقام رهبری، به اعدام دسته‌جمعی هزاران زندانی سیاسی، کروبی با اینکه هیچ نقشی در این اعدام‌ها نداشت ولی متأثر از وفاداریش به خمینی، به انتقاد شدید از استاد سابقش منتظری پرداخت. نامهٔ سرگشاده‌ای با امضای مهدی کروبی و سید حمید روحانی و امام جمارانی خطاب به منتظری منتشر شد که حاوی انتقادات و اعتراضات تندی از منتظری بود.»  

اگر این دو تن » میر حسین موسوی و مهدی کروبی » حقیقتأ مردم دوست بوده و به حقوق مردم ارزش قائل بودند می بایست که در همان سال ها به جای یکسو شدن با » خمینی » دجال و …..از »  حسینعلی منتظری » حمایت می کردند وقتی که در همان روزها  منتظری آشکارا از جنایات در زندان ها و کشتار بیرحمانه و محاکمه های ناعادلانه داد و فریاد میزد …

به نظر من و بسیاری از کسانیکه معتقد هستند نمی شود دل به هیچ اصلاحاتی بست چرا که شالوه جمهوری اسلامی بر مبنای قوانین ضد بشری گذارده شده است و حال هیچ فرقی نمی کند که » موسوی و یا کروبی »  این به اصطلاح جمهوری را رهبری کنند و یا » خامنه ای » و یا حتی » مجاهدین خلق » !

مردم ایران می بایست که آگاه باشند و بدانند که هیچ فرقی بین افکار مذهبیون وجود ندارد و مادامی که قدرت حکومتی در دست مذهبیون است ما همواره با مشکلاتی که در حال حاضر داریم دست بگریبان خواهیم بود .

در بخشی از گزارش وب‌سایت کلمه در روز پنج‌شنبه، ۱۱ اردیبهشت، آمده است که:  آقای موسوی و خانم رهنورد در حصر خانگی و از پشت دیوارهای خانه، صدای خانواده‌های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین را شنیده‌اند که مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کرده‌ بودند.

این گزارش به نقل از فرزندان موسوی و رهنورد می‌گوید که آنها در ابتدا نتوانسته‌اند دلیل این تجمع اعتراضی را متوجه شوند، اما عصر آن روز با مشاهده برنامه خبری بیست و سی، ماجرا را دریافته‌اند.

کلمه می‌نویسد که این دو به اعضای خانواده خود گفته‌اند: » از دست ما جز تاثر عمیق و دعا کاری ساخته نبوده است. »
 

یکی نیست به این آقای موسوی بگوید : » جناب میر حسین موسوی !! آنوقت که قدرت هم داشتید و همه کاره مملکت بودید و می توانستید که جلوی کشتار ، شکنجه و تجاوز ها را در زندان ها بگیرید هم کاری نکردید !! و گذاشتید تا خون هزاران هزار جوان در زندان های جمهوری اسلامی ریخته شود و از آن کشتارها بارها دفاع کردید !! پس نمی خواهد امروز خود را دایه ملت و زندانیان دانسته و با این الفاظ مذبوحانه بخواهید که مردم را بباورانید که اگر می توانستید » کمکی می کردید » .

این روبه صفتی های افرادی چون شما توهین به شعور تاریخی ملت ایران است . و من با اینکه گاه می بینم مردم ما از روی ساده لوحی و یا به عبارتی ناچاری مابین بد و بدتر مجبور به این می شوند که دنباله روی از فرد و یا افرادی نمایند که از مردم » فرصت دوباره » می خواهند ..

اما باید در نظر داشت که وقایع سال 1388 و نزاع بین خودی های نظام نه برای دفاع از حقوق پایمال شده مردم بلکه » نزاع بر سر قدرت » بوده است و خوب گروهی که می خواستند با حمایت لفظی از جقوق مردم به قدرت برسند موفق نشده و به » حصر » افتاده اند . سوال اینجاست که اگر به قدرت می رسیدند تا چه حد به وعده و وعید هایشان عمل می کردند ؟؟

مگر نه اینکه » کلید دار جمهوری اسلامی » » حسن روحانی » با جمایت همین اصلاح طلب ها و با حمایت رفسنجانی و خاتمی و …بروی کار آمده و در دوره تبلیغاتی هم همان شیرین زبانی های عوام فریبانه را کرد !! حال چه شده است ؟؟ آیا بواقع می توان یقین داشت که تحولی در ایران بوجود آمده ؟ آیا آمار زندانی ها کاسته شده و یا آمار اعدام ها !!

روز کارگر که همین چند روز پیش بود ، آیا کارگران زحمتکش توانستند بدون درگیری با نیروی انتظامی به راه پیمائی پرداخته و از حقوق خود داد سخن بر آورند ؟؟؟

Advertisements

1 پاسخ به “نامه ای در پاسخ به میر حسین موسوی و اظهار تأسف اش از شنیدن خبر بند 350 زندان اوین

  1. اول اینکه کاملا موافقم راجع به وفاداری موسوی و کروبی به نظام. دعوا فقط سر قدرت و سهم است نه بیشتر. مردم کف خیابان خون نریختند که موسوی 4 سال رییس جمهور باشه. مقامی که در ایران بقول خاتمی نقش تدارکات چی را دارد(شما بخوانید آبدارچی).

    دوم اینکه آنزمان که موسوی و کروبی به حصر رفتند، به تصورمن در واقع برای محافظت از جانشان بود نه زندانی کردنشان. چون رژیم آخوندی خوب میدانست اگر این دو نفر توسط عواملی همچون مجاهدین کشته شوند، رهبری جنبش به خارج از کشور منتقل شده و در آنصورت از کنترل رژیم خارج میشد. بنابراین با حصر ایندو رهبری جنبش سبز را در درون کنترل و مهار کرد.

    دوست داشتن

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s