خانه امن من کجاست ؟؟ قسمت سوم

صفحه بانوان1

Snapshot_20131201_21

آزاده علوی

فعال حقوق بشر ،

مدیریت خانه امن و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی

afghan girls

قسمت سوم 

اولین تجربه های  دریافت و مراحل کاری برای پذیرش خانم ها به خانه امن به صورت گروهی صورت می گرفت . مدیر خانه امن ، من و همکارانم  مسئولیت ارزیابی، پذیرش و سپس  تکمیل فرم های مربوطه را داشتیم و نهایت سعی خود را میکردیم که این کار را با دقت فراون انجام دهیم .  

نیمه شب ، صبح زود ، تمام طول روز باید آماده بودیم برای اینکه رهسپارشویم برای مصاحبه حضوری  با زنانی  که به ما معرفی می شدند  .قبول این وضع و توقع همراهی خانواده های خود ما برای درک  این شرایط گاه بسیار غیر ممکن  به نظر می رسید . از آنجائیکه  هیچ وقت نمی شد پیش بینی کرد که این زنان بریده از خانواده و به عبارتی طرد شده در خانواده  جه زمانی از روز و یا حتی نیمه شب ! به کمک ما نیاز داشتند و ما می بایست  برای یاری رسانی به آنها گاه در سیاهی شب  به این رانده شده گان که به ما  پناه می  آوردند ، یاری رسانی می کردیم .

برای من و همکارانم  و خانواده هایمان ، خارج شدن ما ازخانه به صورت  گاه و بیگاه همه را  دچار آشفتگی و بی نظمی کرده بود ، به خصوص کسانی که فرزند نوزاد داشتند. دغدغه دیگری که ذهن ما را سخت مشغول کرده بود ، عکس العمل های افراد ساکن در محل زندگی ما بود که این  را هم باید در نظر می گرفتیم .در محیطی که زن مجبور بود برای  موجه بودن کارش هم فامیل را متقاعد کند، هم در و همسایه را و هم قوم و قبیله را تا مبادا مایه ننگ و سرافکنده گی همسر، پدر و برادر خود گردد و همین کسانی که در فشارهای چندین جانبه بودند ، باید به زنانی که در فشارهای بیشتر و قابل حس تری قرارداشتند، کمک می کردند.

یادم می آید یکی از اعضای فامیل برایم تعریف می کرد که درجمعی در باره اینکه من در خانه امن کار میکنم ، پرسیده بود.اما او به خاطراین که مورد سرزنش قرار نگیرد ، این مسئله را انکار کرده بود و آنهاگفته بودند خانه امن جای نگهداری از  زنانی است که هوس های بی جا در سر دارند ، با زندگی سر سازگاری ندارندو دریک کلام بد کاره هستند و…. .

نمی دانم این مردم کجا بودند تا ببیند چگونه تن رنجور یک زن  توسط شوهر و پدر شوهرش به صورت وحشیانه و غیر انسانی سیاه و کبود شده بود که حتی یک نقطه به رنگ طبیعی بدن نمی توانستی ببینی !افسوس کجا بود چشمهای تقبیح گر مردمانی که از خانه امن به عنوان مکان های رشد فرهنگ بی بند و باری یاد می کردند تا ببینند نعش سوخته زنی را که اطفال خردسالش به ماتمش نشسته بودند و اثری از شوهر و اعضای فامیل شوهر نبود و  تنها مادر زن سوخته یا شکنجه دیده و یا مرده بود که داغدار برای از دست دادن دخترش با سینه ای مالامال از درد و رنج و اندوه  درسکوت خود  فقط اشک می ریخت و نمی دانست چه بگوید چون این نابرابری زن و مرد و نادیده گرفته شدن حقوق زن  ریشه های  عمیقی در فرهنگ افغانستان دارد ، و مادر داغدیده می داند که هیچ نمی تواند از داغ دخترش بگوید و یا فغانی بر آورد چرا که فریاد رسی نخواهد بود ! پس باید که سکوت کند و در خود بشکند و این را قبول کند که تقدیر دختر دلبندش این بوده که بدست شوهر و خانواده شوهرش به بدترین شکلی مجازات و شکنجه شود . آیا اگر این زن به صورت قانونی  و در فرصت مناسب از حق انسانی و شرعی خود دادخواهی می کرد و به این مرجع می آمد ، بهتر بود یا اینک که سه فرزند که در آینده با مشکلات روانی زیادی روبرو خواهند شد تنها مانده اند،  با پدری که قاتل مادرشان است ، چگونه این حادثه را فراموش خواهند کرد؟

چرا اندکی تامل نمی کردند در چهره زنی خسته ، افسرده و رنگ پریده که شوهرش اورا برای امرار معاش به مردان بیگانه می سپرد ، تا برای مخارج شوهرش چون  پرداخت بدهی ها و حتی گاه فراهم آوردن پول کافی برای خرید مواد مخدر تن فروشی کند .چرا این هارا نمی دیدند و حداقل برای یک ثانیه فکر نمی کردند که اگر این مکان می خواهد باشد  برای کمک به این زنان است و حتی وجود چنین مکانی درصد گزینه تصمیم آخر یعنی خودسوزی و خودکشی را کاهش می دهد .

حرکت خانه امن به سوی نجات زنان خشونت دیده و تغییر در افکار خانواده و در نهایت در اجتماع به طرف جلو حرکت می کرد ولی توقع داشتن ایجاد تغییرات به یکباره و سریع بدور از منطق به نظر می آید. باورمندی جامعه ای که مردان و حتی بیشتر زنان جامعه به سنت ها ، تقلید از افکار گذشتگان بدون بازنگری و تجدید نظر در استفاده  ازآن و به عبارتی وفادار ماندن به این سنت ها که نه بوی منطق داشت و نه بوی شریعت و دین ، منجر به انجام اعمال شنیعی در حق زنان شده است که بوی تعفن و حیوانیت از آن می آمد. 

دنباله دارد 

Advertisements

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.