شعر نو – ارسالی از: سالار طبیب زاده حکیمی

Untitled-1

و درست وقتی در این فکر غرق می شدم
ما همان پلانگتون های سیالیم که به در یا چه دچار شده ایم
شکست تنگ بلور در دستم
بند دلش پاره شد
اشک هایش خون آبه لخته شد
و جریحه دار شد پای نرفته ام
و لبهای کاملا بسته ام
این تراژدی را معکوس میکرد
که پر پرواز پرستوی عاشق چیده شده
به جرم آزادی خود سانسور شده
زیر هجوم ساتور ها مسئله شده
حل معمای خفقان با نعره سکوت
درست در همین دقایق

ماهی دل با رعشه های مداوم رقص مرگ می کرد

سالار طبیب زاده حکیمی

Advertisements

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.