به مناسبت بیست و یکمین سال خاموشی فریدون فرخزاد

چرا فريدون فرخزاد را کشتند؟

به مناسبت بیست و یکمین سالگرد خاموشی فریدون فرخزاد بخشی از متن  مصاحبه فریدون فرخزاد در سالن آلبرت هال لندن – را برای کسانی که دوست دارند که با افکار این هنرمند وطن پرست بیشتر آشنا شوند برگزیده ایم – شاید با خواندن بخشی از گفته های فریدون در آن روز برای بسیاری علت کشته شدن این خواننده مشخص شود – آنچه در ادامه می خوانید عین گفته های اوست.

 

 farokhzad1

متن سخنان سياسی زنده ياد فريدون فرخزاد درکنسرت آلبرت هال لندن

فریدوناولاً که شبتون بخير،اگر نوروز بود بشما می گفتم که عيد شما مبارک،ولی هنوز مونده ديگه چند روزی ولی فرقی نمی کنه بهر جهت در يکی از اين سالها سال مبارک خواهد شد واوضاع جورديگری خواهد شد.طبيعیهِ ، طبيعیهِ دنيا نه اون جوری که بوده  مونده، نه اون جوری که هست می مونه، نه اون جوری که بعد خواهد شد خواهد موند.همه چيز در حال تغيير و تحوله.ِ منهم در حال تغير وتحول هستم. چهار سال قبل برای اولين و آخرين بار به لندن اومدم روی صحنه البته اين همه جمعيت نبود،اون موقع سالن ما کوچکتر بود و حرفهائی که من ميزدم به دل همه نمی نشست من برنامه سياسی اجرا می کردم باتفاق سعيد اگر يادتون باشه ،خُب مردم زياد علاقمند به اين مسائل نبودند.خيلی زياد می گفتند که ای بابا اصلاً بتو چه؟،به ما چه؟ خوب چکارداری به اين کارها؟ از لُس آنجلس ديشب يه فيلم ديدم. يک آقای کمدين که خيلی دوست دارن مردم را به خندونن. ولی من گريه ام گرفت از اين همه ابله بودن آدمها که اسم خودشون را هم هنرمند ميگذارند که می گفتش که بعله يک نفر نوار من رو پخش می کرد که: سرباز،سرباز فلاًن بعد هم از دهن خمينی اين حرف مياد بيرون بتو چه تو؟ بروشب بود بيابان بودِت روبخون . نه راست ميگن اونا که اونجا هستن واقعاً اينطور فکر می کنند. بمن چه، بشما چه. فقط به اونا مربوطه که در زندگی خودشون غوطه ور باشند و درهزاران کيلومتر دور از ايران در عالم خيال دارند ايران رو دوباره می گيرند.البته می گيرند،همون جور که عمه شون ايران رو ازدست داد،خودشون ايران را دو باره می گيرند. ولی مسائلی که من اون زمان مطرح می کردم مسائلی بود که از دلم بيرون می اومد. مسائلی بود که صادقانه با مردم ايران در ميان می گذاشتم و مسائلی که امشب مطرح می کنم همون مسائل هستند…..ما درسته که نوروز رو جشن می گيريم ، پای کوبی هم می کنيم، رقص هم می کنيم،آواز هم می خونيم،همه کار می کنيم،هر چی ميگن درست ميگن ولی اون آدمی که اهل منطق و فکر و سياست است واجتماع رو می شناسه می دونه که هميشه در هر کشوری در مقابل مذهب – نميگم مذهب بد يا مذهب خوب،مذهب هم به خودی خود بد نيست ما هستيم که همه چيز رو بد می کنيم- در مقابل مذهب، مليت رو قرار ميدن در مقابل الله اکبر زنده باد ايران رو ميذاريم،در مقابل عاشورا وتاسوعا ،عيد نوروز رو ميذاريم،چهارشنبه سوری. اين ديگه طبيعت بشرِکه اين جوری مقاومت ملی بکنه ونه بپايکوبی  ربطی داره نه بفساد اخلاق ربطی داره، اگر واقعا گر حکم شود که مست گيرند در شهرهرآنچه هست گيرند……مردی است(رضا فاضلی) که سعی می کنه مردم ايران با افکار و آثار استاد دهخدا آشنا بشند و در همين راه بچه اش رو از دست داد. عيد نوروز زمانی است که ما همديگر رو بايد خيلی بيشتر دوست داشته باشيم.من که دوستِ تون دارم ،زنها که عاشق من بودند هميشه، مردها هم با من خوب شدند.بعد از انقلاب مردها به من راضی شدند بعد از اينکه اين آقايون رو ديدند،گفتنند: بابا خدا پدر فرخزاد رو بيامرزه. به رضای فاضلی گفتم: رضا جون درسته که من شو اجرا می کنم ولی خوب دهن من و زبان من مسله ديگری است، می تونم از اون حرفها بزنم که می خواهم؟ گفت: آره عزيزم هرچی می خواهی بگی بگو. چون هرچی می خوام بگم من به توضيح المسائلی اشاره کوچک می کنم يک کتابی است که اينهائی که ميگم، اولاً من امشب به هيچ وجه جوک نميگم يعنی چيزهائی را ميگم که جدیِ جدیِ تو کتاب نوشتن ،مردم می خرند و می خونن و می خنندند،شما نخونده ايد ،نخنديديد، من براتون ميگم چی توش نوشته «…..برتمام مسلمانان يعنی همه واجب است که(پزشک هم هستند ديگه) بعد از خوردن غذا رو به قبله خوابيده و اين انگشت خود را در خرخره نموده (عين جملات) آروقی جانانه زند تا غذاهضم گردد.» حالا اين تيکه رو تفسير کنم من مثلا بيام لندن تو اين بدبختی، پاس پناهندگی نمی دونم، اينور و اونور،بعد برم پمپ بنزين کار بگيرم بعد يک بيگ مگ بخورم وسطkansigton hig sreet  بخوابم کف خيابون انگشتمُ رو بکنم تو گلوم آروق بزنم جانانه که غذا هضم بشه اون چيزی که ما بدبختها اين روزها می خوريم اصلا خود بخود هضم شده  قبلا. ما داريم هضم شده مارگرت تاچر رو می خوريم. هم تو ايران هم تو اين جا ، بماند،اما هضم بشود! حالا قسمت دومش ،حالا داستانی است،نوشته که «برهرمسلمانی واجب است بعد ازغذای حاجت (اصلا بيگ مگ خوردن غذای حاجت نداره که) اين انگشت مسلمونا اون بالا بگم،اين مالِ گلوتونه ها عوضی نکنيد ستون دين خراب ميشه روسرتون،اين انگشت در روز چندين بار بخودنموده تا تطهير کامل شود».حالاگوش کنيد اولا که چرا اين انگشت مال گلو؟ اين انگشت مال اون جای آدم؟ ما اين رو نفهميديم! خدا پدر و مادرشونه بيامرزه تو اين کتابهای اينا غير از معده و پايين تنه چيز ديگه ائی نيست.دستورات دينیِ آسمانيه همش اين جا و اونجا،حالا بماند.بعد کسی که از پنج سالگی بچه مسلمان،نوشته بايد اين کار رو بکنه  بچه مسلمان!نوشته بچه پنج ساله از پنج سالگی انگشت حالا اگه دست نداشت دائی جانش بايد انگشت گنده خودشو بکنه بعد تازه بزرگ ميشه بجرم لواط مردکه رو اعدام می کنند،معلومهِ يارو اون کاره ميشه وقتی روزی صد دفعه انگشتشو بکنه بخودش .

 

اما مگه ميشه؟ يه ملت رو ملتی که حافظ و سعدی خونده يک انگشت به دهنش يک انگشت به ماتحتش راه بره تو خيابونها!؟ اين دينه؟ اين دستور دينیِ؟ اينو آوردن تو ايران گذاشتن بجای فرهنگ سعدی،مولوی و حافظ. (بعضی از جماعت به عنوان اعتراض سوت می زنند) سوت نزنيد گريه بايد بکنيم بر احوال خودمون. شما در لندن در تئاتر آلبرت هال نيازی به انگشتهای منهم نداريد. خودتون ماشاالله بهمه انگشت می رسونيد از طريق روزنامه و اعلاميه و فلان،ولی اونائی که تو ايران هستند اون چهل ميليون، بايد ديگه دين گفت شرع دين، اين مال بالا اون مال پايئن. حالا با اين چکار ميشه کرد !؟ من نمی دونم ولی خوب حتماً برای اون چيزی پيدا ميکنند. اما بماند راجع به اين کتاب من امشب با شما صحبت ميکنم .درضمن اين کتاب هست توی لندن. بخرين ، بخونينن تا ببينن که برسر ملت ايران اين نيامده که باغ مونه گرفتن آخه بعضی وقتها می شينن همچی ميگن که آقا تمام اين صندق قباله خونه اس گرفتن ،چکار کنم؟! خوب کردن گرفتن! کسی که يک صندق قباله خونه داره، اما هيچ کس نميگه سعدی رو گرفتن،حافظ رو گرفتن،مولوی روگرفتن،فروغ فرخزاد،پروين اعتصامی اينها رو کسی نميگه ! ميگه ماشين بنزم رو گرفتن. آقا دوست آخوند نداری پس بگيرم.بماند اينا بعداً اشاره به اين کتاب جالب ميکنم براتون.ميخواهم يک آواز بخونم براتون ما ها با هر طرز تفکر سياسی، يک چيز مشترک داريم ، وطن مشترک،آب وخاک مشترک وفرهنگ مشترک،وطن ما ايرانه………من بچه که بودم بابام افسربود. بعد ميوه می آورد خونه ظهرها مردم  مياوردند ديگه که زن و بچه شون بخورن بعد ما فوری می دويدم ميوها رو می خورديم بعد مادرم ميزد رو دست ما می گفت: نخور! ، بچه که نتونه شکمشُ نگهداره بزرگ بشه اونجاشم نگه نمی داره.همين جوری هم شد، جدی ميگم واقعاً همين جوری شد. ولی خوب فکر می کنم باباهای شما هم همين چيزها رو به شما گفته بودند هم چين چيز خنده داری نيست حالا اين بماند. تو آلمان يک بوريس بکر بود تنيس بازی کرد تمام مردم آلمان ايستادند که بوريس بکر قهرمان ،رئيس جمهوررفت خم شد جلوی پسر هفده ساله و فلان. حالا ما که الحمدالله رئيس جمهور نديديم که جلوی ما خم بشه اگه َم ميشُد اتفاقاً بد نبود.ولی خوب نه واقعاً حيف انگشت اونا که الحمدالله يکی شون آبدار بوده، روسای جمهورشون يکی ديوانه بوده، يکی شون نمی دونم خمير گير بوده، يکی شون بنا بوده، رئيس مجلس نانوا بوده تو نجف، اون يکی ها بماند با قصاب و عطار وبقال خوب بشيد اينها ممکنه فردا رئيس جمهور ايران بشن اينقدر بد نباشيد باها شون بماند

f-f12

برای شما موزیک ویدئوئی از شادروان فریدون فرخزاد انتخاب کرده ایم- که با کلیک کردن روی لینک زیر می توانید آنرا ببینید 

 http://www.youtube.com/watch?v=DE6hB1CfhCw  

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.