یکی از رویدادهای تاریخی مهم در هفته ای که گذشت

 king nader1سالروز كودتای قوچان، قتل نادرشاه و تغيير مسير تاريخ خاورزمين

دهم ژوئن سال 1747 (در آن سال مصادف با 20خرداد) در فتح آباد قوچان، نادرشاه در خوابگاهش به دست تنی چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب ناپلئون شرق از اين دنيا رفت ـ مردی كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. دهم ژوئن درعین حال سالگشت مرگ دو زمامدار برجسته دیگر است. دو هزار و هفتاد سال پيش از قتل نادر، اسكندر مقدوني نيز دهم ژوئن (سال 323 پيش از ميلاد) در بابل (جنوب غربی بغداد امروز) درگذشت و دهم ژوئن سال 1190 فردريك باربروسا (ريش قرمز) پادشاه امپراتوری مقدس (كاتوليكهای اروپا) در جريان لشكركشی به خاور ميانه (جنگهای صليبي) در رود سالف (گوک سو) در جنوب غربي آناتولي (تركيه امروز) غرق شد و عمرش پایان یافت.

     نادر در سال 1736 ميلادی در یک اجتماع بزرگ در آذربایجان با رای زعمای ايران، سران قبايل، كدخدايان و معتمدان نقاط مختلف كشور به شاهي انتخاب شده بود. وی  نيروهای روسيه را به آن سوی داغستان فراری و عثماني را گوشمالی داده و برجاي خود نشانده بود، منطقه فرارود (آسيای ميانه) را آرام، و گردنكشان ايران خاوری (پختون ها = پشتون ها) را تنبيه و دهلی را در سال 1739 (نوروز) به تصرف خود درآورده بود. نادر نه تنها حاكميت ايران را بر سراسر خليج فارس مسلم ساخته بود، بلكه سران مسقط و عمّان را نيز به سوی خود جلب كرده، سرگرم ساخت ناو جنگی و درصدد تصرف جزيره زنگبار در حاشيه آفريقا هم بود تا راه آسيا را بر استعمار غرب سد كند.

     نادر دو سوم از ايام عمر خود را روی زين اسب گذرانيد و لشكركشيهای لاينقطع و ضعف مزاج و خستگی جسمانی ناشی از آن، وي را به تدريج بدخلق و خوی ساخته بود كه نتيجه اش اتخاذ تصميمات سخت و نيز اعمال مجازاتهای شديد و فوری اطرافيان خود و مقامات از جمله افسران ارشد بود.

تصويری ديگر از نادرشاه

nader22

نادر كه آخرين آيين های نوروزی دورات حيات را در كرمان گذرانيده بود، نيمه خرداد در راه بازگشت به پايتخت خود (مشهد)، در فتح آباد قوچان اردو زده بود. در اين اردوگاه كه در 12 كيلومتری قوچان (خبوشان آن زمان) برپا شده بود، نادر دژبانی اردو را به احمدخان درانی، افسر 25 ساله پشتون، سپرده بود كه اين امر باعث ترس افسراني شده بود كه بر جان خود ايمن نبودند. نادر در جوانی با مادرش به اسارت افشارها درآمده بود ـ که گهگاه خراسان جنوب غربی را غارت می کردند. وی پس از مرگ مادر از اسارت گریخته بود و با اینکه همین دوران اسارات، اورا به نادر افشار معروف ساخته بود ولی از افشارها دلخوش نبود و میان دو طرف کینه ادامه داشت.

     اين بيم و نگراني به زودی 70 افسر و عمدتا از قاجارها و افشارها را برآن داشت كه «هم قسم» شوند تا نادر را بكشند. اين توطئه گران شبانه (10 ژوئن 1747) به چادر خوابگاه نادر نزديك شدند، نگهبان چادر را خفه كردند، و وارد چادر شدند. نادر با شمشير دست به دفاع زد ولی صالح خان دست نادر، و يك ژنرال قاجار سر او را قطع كرد و روز بعد، در آن اردوگاه عظيم جز جسد نادر ـ تقريبا چيزی ديگر بر جای نمانده بود، و اين بود سرانجام يكی از مردان بزرگ تاريخ مشرق زمين.

     جنازه نادر سپس در گوری كه خود قبلا در خيابان بالا در مشهد تدارك ديده بود دفن شد. در جريان كفن و دفن بود كه حاضران متوجه شدند نادر ريش خود را رنگ ميزد تا كهولت او آشكار نشود.

     نادر كارها و وقايع روزانه را در پايان هر روز به منشی اش «ميرزا مهدی» ديكته می كرد تا فراموش نشوند. وی جز «پزشك»، هرگز از كمك اروپائيان استفاده نكرد. نادر نسبت به اروپاييان بسيار بدبين بود، از همين رو به جای خريد كشتی از اروپا، از مازندران و از راه خراسان كه هموارتر بود، چوب به بوشهر حمل كرد و 19 كشتي جنگی توپدار ساخت. به ابتكار نادر بود كه توپهای سبك كه تا آن تاريخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و اين توپهای قابل حمل با شتر، «زنبورك» نام گرفتند. نادر خريد كالای صنعتی (تكنولوژيك) از اروپا را روا نمي دانست و بارها گفته بود كه چنين خريدهايی قوه ابتكار را از ايرانی سلب می كند، ما خودمان بايد نيازهای صنعتی مان را برطرف سازيم، آنان (فرنگی ها) چيزی بالاتر از ما ندارند، ما نبايد عادت كنيم كه محتاج ديگران شويم.

     به نوشته مورخان اروپايی، نادر بر خلاف صفويه، كوچكترين نظر مساعدی به اروپاييان نداشت و برای تارانيدن آنان از آبهای شرق بود كه درصدد ايجاد يك نيروی دريايی بزرگ برآمده بود تا بتواند با آن جزاير اقيانوس هند از جمله زنگبار را از دسترس اروپاييان كه هدفی جز سلطه و استثمار شرق نداشتند دور سازد و برای اين منظور مهندسان كشتی ساز هند را با كمك پارسيان ساكن اين شبه قاره يافته و استخدام كرده بود. اين مورخان نوشته اند نادرشاه كه شديداً به اروپاييان بدبين بود به سرزمينهای مورد نظر اروپاييان در منطقه، از جمله عمّان قول حمايت نظامی داده بود. نادرشاه استقرار اروپاييان در بنادر اقيانوس هند و خليج های منشعب از آن را كه به بهانه تجارت صورت مي گرفت، وسيله ای برای دست اندازی به همه مشرق زمین  تلقی می كرد

     نادرشاه علاقه عجيبی به جمع آوری كتاب و اهداء آنها به كتابخانه ها داشت. وی صدها جلد كتاب خطی نفيس به كتابخانه رضوی مشهد هديه كرده بود.

    كودتای دهم ژوئن 1747 قوچان، نه تنها مسير تاريخ ايران، بلكه سرنوشت مشرق زمين را تغيير داد. اگر اين كودتا رخ نداده بود، انگلستان بر آسيای جنوبي و بعداً خاورميانه، و روسيه بر قفقاز و سپس آسيای ميانه دست نمی يافتند، افغانها (نامي كه انگلستان بر ايرانيان ساكن خاور ايرانزمين گذارده است) از بدنه میهن جدا نمي شدند و مسائلی به نام كشمير و وزیرستان به وجود نمی آمد و نقشه جغرافيايی آسيای جنوبی چيز ديگری بود و ….

    برای اثبات «احساس ميهن دوستي» نادر ذكر اين دو دليل كافي است: يكی حك كردن عبارت «نادر ايران زمين» بر سكه هايش و ديگری ورود وی به شهر دهلی در روز «نوروز». وی پس از شكست دادن ارتش هند، منتظر شد تا نوروز فرا رسد و در اين روز ملی ايرانيان  وارد دهلي شود.

مولف (نوشيروان کيهانی زاده) 

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.