خانه دائی جان ناپلئون به حراج گذاشته شده ، کجایند مسئولان میراث فرهنگی؟

خانه دائی جان ناپلئون به حراج گذاشته شده ، کجایند مسئولان میراث فرهنگی؟

بر اساس آنچه که عنوان شده است، 2.2 درصد از 30 سهم خانه تاریخی دائی جان ناپلئون به ارزش یک میلیارد و هفتاد میلیون تومان به مزایده گذاشته شد

به گزارش جام جم، خانه دائی جان ناپلئون، خانه اتحادیه و یا خانه امین السلطان که در زمان قاجار سنگ بنای آن گذاشته شد و در سال 1353 محل فیلم برداری سریال دایی جان ناپلئون بود در سال در سال 1371 ثبت ملی و در نهایت در سال 1389 با رای دیوان عدالت اداری از این فهرست خارج شد تا اینکه روز گذشته 2.2 درصد از 30 سهم آن به ارزش یک میلیارد و هفتاد میلیون تومان به مزایده گذاشته شد.
این مقدار سهم مساحتی معادل 590 متر از 7982 زمین این خانه باغ است که اکنون مالک آن خانواده اتحادیه هستند. این خانه متعلق به محمد ابراهیم، آبدارچی و دواب (چهارپادار) ناصرالدین شاه بود که بعدها به امین السلطان ملقب شد و در لاله زار تهران باغ هایی را ابتیاع و خانه ای نیز در آن احداث کرد.
بعدها پسر دومش میرزا علی اصغر خان امین السلطان که صدراعظم (ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدشاه) بود در آن باغ ساکن شد، امین السلطان دوم بعدها به صاحب جمع، امین الملک، اتابک اعظم و… ملقب که پس از ترور به دست عباس تبریزی قسمتی از باغ و خانه مورد اشاره را در سال 1295 به رحیم اتحادیه تبریزی که مالک املاک جلالیه (دانشگاه تهران فعلی) فروخته و مابقی در طول زمان تبدیل به مغازه، سینما و… شد و در نهایت امر خانه اتحادیه پس از مرگ رحیم اتحادیه در سال 1313 به دست وراث آن افتاد.
پس از ثبت خانه و باغ اتحادیه در سال 1384 قیمت ملک چهار میلیارد و 900 میلیون تومان کارشناسی شد که وراث اتحادیه با تخفیف 500 میلیونی راضی به فروش شدند اما پول نقد می خواستند ، سازمان میراث از این خرید منصرف و شهرداری تهران با خرید به صورت تهاتری موافقت کرد اما مالکین خانه و باغ اتحادیه خواستار پول نقد بودند. در نهایت مالکین به دنبال خروج ملک از لیست آثار ملی شدند که با حکم دیوان عدالت اداری این خانه از فهرست میراث ملی بیرون آمد.

daie jan1 daei3

گفتگوی خودمانی با فرزانه تأئیدی

قدیمی ها : در تماسی که فرزانه تاییدی با مجله اینترنتی قدیمی ها برقرار کرد خاطره ای جالب درباره «خاطره ها 84 / فرزانه تاییدی به نقاشی روی آورده است» گفت که خواندن آن خالی از لطف نیست
فرزانه تاییدی گفت: وقتی این مطلب را در سایت قدیمی ها خواندم خاطره ایی در ذهنم آمد که گفتم برای شما بگویم. این تصویری که در این مجله قدیمی چاپ شد، مربوط به فیلم «هشتمین روز هفته» بود که توسط مرتضی ممیز عکاسی شده بود.
روزی به یک مغازه لوکس فروشی وارد شدم و دیدم که این تصویر من به دیوار است. به صاحب مغازه که جوانی خوشرو بود، گفتم: آقا این تصویر را چقدر می فروشید؟ آن آقا گفت: گرونه، خارجیه (با خنده). عینک به روی چشم هایم بود و عینک را برداشتم و دوباره این سوال را پرسیدم و او دوباره گفت: گرونه، خارجیه (با خنده). چون موهایم بسته بود، موهایم را باز کرده و روی شانه هایم ریختم که شاید متوجه شود و دوباره این سوال را پرسیدم
آن آقا نگاهی به من کرد و همچنین نگاهی به تصویر. چندین بار من و تصویر را نگاه کرد و متوجه شد که تصویر روی دیوار، من هستم. در آخر سیگاری تعارف کرد و از آن مغازه بیرون آمدم
این خاطره جالبی بود که درباره این مطلب به خاطرم رسید

farzaneh-taeidi02 farzaneh-taeidi2

Advertisements

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.