تورج شعبانخانی: موسیقی ما نیازمند درمان است

از سایت قدیمی ها

تورج شعبانخانی: موسیقی ما نیازمند درمان است

newwموسیقی ما – لیلا رضایی: آلبوم هایی از خوانندگان جوان عرصه موسیقی توسط آهنگساز قدیمی در دست ساخت است که با طی کردن مراحل ساخت خود قرار است به زودی راه بازار موسیقی را در پیش گرفته و به دست مخاطبان حرفه ای خود برسند.
تورج شعبانخانی با اعلام خبر فعالیت خود روی چندین آلبوم به موسیقی ما گفت: صداهای جوان خوبی دارم که این روز ها را بر روی ساخت آهنگ برای آن ها می گذرانم. از این میان می توان به خواننده ای اشاره کرد که هم اکنون در آلمان است و منتشر دریافت مجوز او از وزارت ارشاد هستیم. مجیدرضا به زودی با اخذ مجوز آلبومش آن را روانه بازار موسیقی خواهد کرد.
وی ادامه داد: البته من از گذشته چندین کار آماده کرده دارم که چند قطعه جدید نیز به آن ها اضافه خواهم کرد. با اوصافی که بازار خرابی را برای موسیقی پیش بینی می کنم فکر می کنم این آلبوم با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شود.
وی درخصوص کم کاری های اخیر خود گفت: به این دلیل کم کارم که دوست ندارم کاری را ارائه کنم که خودم آن ها را دوست ندارم. دوست دارم آلبومی که قرار است از من و به نام من منتشر شود، کاملا سلیقه خودم باشد و بر اساس داشته های ذهنی و سلیقه شخصی ام ساخته شده باشد نه برای سلیقه خواننده ها و دیگران!
شعبانخانی علت بازار کساد این عرصه از هنر را وجود دست های بسیاری در کار دانست و تاکید کرد: دست های بسیاری در این کار نقش دارند و متاسفانه باید بگویم که خیلی ها هم فقط برای سود مالی و منفعت ریالی خود وارد این عرصه شده اند و دلشان برای من نوعی و موسیقی ام نمی سوزد. اگر هم سرمایه گذاری می کند صرفا برای کسب درآمد از این راه است نه دلسوزی و حمایت از موسیقی و موزیسین!
من به عنوان آهنگسازی که سال هاست در این عرصه فعالیت می کند، هرگز نخواسته ام هنرم را به پول بفروشم و همیشه وجدان کاری داشته ام. به همین دلیل دلم نمی آید برای جوانی که با هزار بدبختی و هزار دردسر موفق شده پولی به دست آورد و قصد دارد آلبومی تولید کند، موسیقی بد بسازم. تک تک ما که در این عرصه هستیم باید دلمان برای موسیقی بتپد تا بتوانیم دلسوزانه برای آن قدم برداریم. موسیقی ما نیاز به درمان دارد و تا راه درمان را پیش نگیریم نمی توانیم به آینده خوبی از آن خوشبین باشیم و چشم انداز خوبی را برای آن پیش بینی کنیم.

 یادی از رهی معیری شاعر «شد خزان گلشن آشنایی»

10000004277-500x500دهم اردیبهشت ماه سال روز تولد رهی معیری، شاعر و ترانه سرای معاصر، است. محمدحسن معیری از خاندانی اهل ادب و هنر، دهم اردبیهشت ماه ۱۲۸۸ خورشیدی در گلشن تهران، به دنیا آمد. پدرش، مؤید خلوت، پیش از تولد او درگذشته بود.

به گزارش ایسنا محمدحسن پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد شغل های دولتی در وزارت پیشه و هنر و سپس کتابخانه ی سلطنتی شد. او از اوان کودکی به شعر، موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوانی داشت و بعدها نیز در این هر سه هنر به طبع آزمایی پرداخت. معیری از آغاز جوانی به سرودن شعر پرداخت و گفته می شود اولین رباعی خود را در سن 17 سالگی سروده است.
او که با تخلص «رهی» شعر می سرود و آثارش در روزنامه ها و مجلات ادبی نشر می یافت، بعدها به عنوان یکی از شاعران غزل سرای بسیار نامی معاصر شناخته شد. رهی شعرهای فکاهی و انتقادی خود را نیز با نام های مستعار «زاغچه»، «شاه پریون»، «گوشه گیر» و «حق گو» منتشر می کرد.
رهی معیری علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. «خزان عشق» (شد خزان گلشن آشنایی)، «نوای نی»، «به کنارم بنشین»، «کاروان» و «شب جدایی» از ترانه های مشهور او هستند. این شاعر در سال های پایان عمر در برنامه ی «گل های رنگارنگ» رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی، آن برنامه را سرپرستی می کرد.
آثار رهی معیری در مجموعه های «سایه ی عمر»، «آزاده» و «گل های جاویدان» گردآوری شده اند؛ «سایه ی عمر» مجموعه ی غزل ها، «آزاده» مجموعه ی ترانه ها و «گل های جاویدان» مجموعه ی مقاله های ادبی این غزل سرا هستند. مجموعه ی آثار او شامل غزلیات، غزلیات ناتمام، قصاید، مثنوی ها، رباعیات، قطعات، تک بیتی ها، اشعار روز، ترانه ها و بخش هایی با عنوان های «در ستایش رهی» و «به یاد رهی» در 544 صفحه گردآوری و سال گذشته از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است.
در شعرهای رهی، تأثیر شاعرانی چون حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعود سعد سلمان و نظامی به چشم می خورد، اما بیش ترین تأثیرپذیری او از زبان سعدی است. این شاعر سفرهای متعددی به ترکیه، اتحاد جماهیر شوروی سابق، افغانستان، ایتالیا، فرانسه و انگلستان داشت. او در آخرین سفر خارجی خود نیز در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی به انگلستان رفت. رهی معیری هرگز ازدواج نکرد. او سرانجام در بیست وچهارم آبان ماه در سال ۱۳۴۷ خورشیدی و سن 59 سالگی بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکر این شاعر نیز در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده و بلبل طبعش برای همیشه خاموش شد.

با سپاس از توجه شما به این مطلب

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.